باب  هشتم: قرارداد حمل و نقل

ماده 377. متصدي حمل و نقل كسي است كه در مقابل اجرت حمل اشياء را به عهده مي‌گيرد.

ماده 378. قرارداد حمل و نقل تابع مقررات وكالت خواهد بود مگر در مواردي كه ذيلاً استثنا شده باشد.

ماده 379. ارسال كننده بايد نكات ذيل را به اطلاع متصدي حمل و نقل برساند: آدرس صحيح مرسل‌اليه، محل تسليم مال، عده عدل يا بسته و طرز عدل‌بندي، وزن و محتوي عدل‌ها، مدتي كه مال بايد در آن مدت تسليم شود، راهي را كه حمل بايد از آن راه به عمل آيد، قيمت اشيايي كه گران‌بها است. خسارت ناشيه از عدم تعيين نكات فوق و يا از تعيين آن‌ها به غلط متوجه ارسال كننده خواهد بود.

ماده 380. ارسال كننده بايد مواظبت نمايد كه مال‌التجاره به طرز مناسبي عدل‌بندي شود. خسارات بحري (آواري) ناشي از عيوب عدل‌بندي به عهده ارسال كننده است.

ماده 381. اگر عدل‌بندي عيب ظاهر داشته و متصدي حمل و نقل مال را بدون قيد عدم مسئوليت قبول كرده باشد مسئول آواري خواهد بود.

ماده 382. ارسال كننده مي‌تواند مادام كه مال‌التجاره در يد متصدي حمل و نقل است آن را با پرداخت مخارجي كه متصدي حمل و نقل كرده و خسارت او را پس بگيرد.

ماده 383. در موارد ذيل ارسال كننده نمي‌تواند از حق استرداد مذكوره در ماده (382) استفاده كند:

(1) در صورتي كه بارنامه توسط ارسال كننده تهيه و به وسيله متصدي حمل و نقل به مرسل‌اليه تسليم شده باشد.

(2) در صورتي كه متصدي حمل و نقل رسيدي به ارسال كننده داده و ارسال كننده نتواند آن را پس دهد.

(3) در صورتي كه متصدي حمل و نقل به مرسل‌اليه اعلام كرده باشد كه مال‌التجاره به مقصد رسيده و بايد آن را تحويل گيرد.

(4) در صورتي كه پس از وصول مال‌التجاره به مقصد مرسل‌اليه تسليم آن را تقاضا كرده باشد.

در اين موارد متصدي حمل و نقل بايد مطابق دستور مرسل‌اليه عمل كند. معذالك اگر متصدي حمل و نقل رسيدي به ارسال كننده داده مادام كه مال‌التجاره به مقصد نرسيده مكلف به رعايت دستور مرسل‌اليه نخواهد بود مگر اين كه رسيد به مرسل‌اليه تسليم شده باشد.

ماده 384. اگر مرسل‌اليه مال‌التجاره را قبول نكند و يا مخارج و ساير مطالبات متصدي حمل و نقل بابت مال‌التجاره تأديه نشود و يا به مرسل‌اليه دسترسي نباشد متصدي حمل و نقل بايد مراتب را به اطلاع ارسال كننده رسانيده و مال‌التجاره را موقتاً نزد خود به طور امانت نگاه داشته يا نزد ثالثي امانت گذارد و در هر دو صورت مخارج و هر نقص و عيب به عهده ارسال كننده خواهد بود. اگر ارسال كننده و يا مرسل‌اليه در مدت مناسبي تكليف مال‌التجاره را معين نكند متصدي حمل و نقل مي‌تواند مطابق ماده (362) آن را به فروش رساند.

ماده 385. اگر مال‌التجاره در معرض تضييع سريع باشد و يا قيمتي كه مي‌توان براي آن فرض كرد با مخارجي كه براي آن شده تكافو ننمايد متصدي حمل و نقل بايد فوراً مراتب را به اطلاع مدعي‌العموم بدايت محل يا نماينده او رسانيده و با نظارت او مال را به فروش رساند.

حتي‌المقدور ارسال كننده و مرسل‌اليه را بايد از اين كه مال‌التجاره به فروش خواهد رسيد مسبوق نمود.

ماده 386. اگر مال‌التجاره تلف يا گم شود متصدي حمل و نقل مسئول قيمت آن خواهد بود مگر اين كه ثابت نمايد تلف يا گم شدن مربوط به جنس خود مال‌التجاره يا مستند به تقصير ارسال كننده يا مرسل‌اليه و يا ناشي از تعليماتي بوده كه يكي از آنها داده‌اند و يا مربوط به حوادثي بوده كه هيچ متصدي مواظبي نيز نمي‌توانست از آن جلوگيري نمايد. قرارداد طرفين مي‌تواند براي ميزان خسارت مبلغي كمتر يا زيادتر از قيمت كامل مال‌التجاره معين نمايد.

ماده 387. در مورد خسارت ناشيه از تأخير تسليم يا نقض يا خسارت بحري (آواري) مال‌التجاره نيز متصدي حمل و نقل در حدود ماده فوق مسئول خواهد بود.

خسارت مزبور نمي‌تواند از خسارتي كه ممكن بود در صورت تلف شدن تمام مال‌التجاره حكم به آن شود تجاوز نمايد مگر اين كه قرارداد طرفين خلاف اين ترتيب را مقرر داشته باشد.

ماده 388. متصدي حمل و نقل مسئول حوادث و تقصيراتي است كه در مدت حمل و نقل واقع شده اعم از اين كه خود مباشرت به حمل و نقل كرده و يا حمل و نقل كننده ديگري را مأمور كرده باشد. بديهي است در صورت اخير حق رجوع او به متصدي حمل و نقل كه از جانب او مأمور شده محفوظ است.

ماده 389. متصدي حمل و نقل بايد به محض وصول مال‌التجاره مرسل‌اليه را مستحضر نمايد.

ماده 390. اگر مرسل‌اليه ميزان مخارج و ساير وجوهي را كه متصدي حمل و نقل بابت مال‌التجاره مطالبه مي‌نمايد قبول نكند حق تقاضاي تسليم مال‌التجاره را نخواهد داشت مگر اين كه مبلغ متنازع‌فيه را تا ختم اختلاف در صندوق عدليه امانت گذارد.

ماده 391. اگر مال‌التجاره بدون هيچ قيدي قبول و كرايه آن تأديه شود برعليه متصدي حمل و نقل دعوي پذيرفته نخواهد شد مگر در مورد تدليس يا تقصير عمده. به علاوه متصدي حمل و نقل مسئول آواري غير ظاهر نيز خواهد بود در صورتي كه مرسل‌اليه آن آواري را در مدتي كه مطابق اوضاع و احوال رسيدگي مال‌التجاره ممكن بود به عمل آيد و يا بايستي به عمل آمده باشد مشاهده كرده و فوراً پس از مشاهده به متصدي حمل و نقل اطلاع دهد. در هر حال اين اطلاع بايد منتها تا هشت روز بعد از تحويل گرفتن مال‌التجاره داده شود.

ماده 392. در هر موردي كه بين متصدي حمل و نقل و مرسل‌اليه اختلاف باشد محكمه صلاحيت‌دار محل مي‌تواند به تقاضاي يكي از طرفين امر دهد مال‌التجاره نزد ثالثي امانت گذارده و يا لدي‌الاقتضاء فروخته شود. در صورت اخير فروش بايد پس از تنظيم صورت‌مجلسي حاكي از آنكه مال‌التجاره در چه حال بوده به عمل آيد. به وسيله پرداخت تمام مخارج و وجوهي كه بابت مال‌التجاره ادعا مي‌شود و يا سپردن آن به صندوق عدليه از فروش مال‌التجاره مي‌توان جلوگيري كرد.

ماده 393. نسبت به دعوي خسارت برعليه متصدي حمل و نقل مدت مرور زمان يك سال است. مبداء اين مدت در صورت تلف يا گم شدن مال‌التجاره و يا تأخير در تسليم روزي است كه تسليم بايستي در آن روز به عمل آمده باشد و در صورت خسارت بحري (آواري) روزي كه مال به مرسل‌اليه تسليم شده.

ماده 394. حمل و نقل به وسيله پست تابع مقررات اين باب نيست.

 باب نهم: قائم‌مقام تجارتي و ساير نمايندگان تجارتي

ماده 395. قائم‌مقام كسي است كه رئيس تجارتخانه او را براي انجام كليه امور مربوطه به تجارتخانه يا يكي از شعب آن نايب خود قرار داده و امضاي او براي تجارتخانه الزام‌آور است. سمت مزبور ممكن است كتباً داده شود يا عملاً.

ماده 396. تجديد اختيارات  قائم‌مقام تجارتي در مقابل اشخاصي كه از آن اطلاع نداشته‌اند معتبر نيست.

ماده 397. قائم‌مقامي تجارتي ممكن است به چند نفر مجتماً داده شود با قيد اين كه تا تمام امضاء نكنند تجارتخانه ملزم نخواهد شد ولي در مقابل اشخاص ثالثي كه از اين قيد اطلاع نداشته‌اند فقط در صورتي مي‌توان از آن استفاده كرد كه اين قيد مطابق مقررات وزارت عدليه به ثبت رسيده و اعلان شده باشد.

ماده 398. قائم‌مقام تجارتي بدون اذن رئيس تجارتخانه نايب نمي‌تواند كسي را در كليه كارهاي تجارتخانه نايب خود قرار دهد.

ماده 399. عزل قائم‌مقام تجارتي كه وكالت او به ثبت رسيده و اعلان شده بايد مطابق مقررات وزارت عدليه به ثبت رسيده و اعلان شود و الا در مقابل ثالثي كه از عزل مطلع نبوده وكالت باقي محسوب مي‌شود.

ماده 400. با فوت يا حجر رئيس تجارتخانه قائم‌مقام تجارتي منعزل نيست. با انحلال شركت قائم‌مقام تجارتي منعزل است.

ماده 401. وكالت ساير كساني كه در قسمتي از امور تجارتخانه يا شعبه تجارتخانه سمت نمايندگي دارند تابع مقررات عمومي راجع به وكالت است.

  باب  دهم: ضمانت

ماده 402. ضامن وقتي حق دارد از مضنون‌له تقاضا نمايد كه بدواً به مديون اصلي رجوع كرده و در صورت عدم وصول طلب به او رجوع نمايد كه بين طرفين (خواه ضمن قرارداد مخصوص خواه در خود ضمانت‌نامه) اين ترتيب مقرر شده باشد.

ماده 403. در كليه مواردي كه به موجب قوانين يا موافق قراردادهاي خصوصي ضمانت تضامني باشد طلبكار مي‌تواند به ضامن و مديون اصلي مجتمعاً رجوع يا پس از رجوع به يكي از آنها و عدم وصول طلب خود براي تمام يا بقيه طلب به ديگري رجوع نمايد.

ماده 404. حكم فوق در موردي نيز جاري است كه چند نفر به موجب قرارداد يا قانون متضامناً مسئول انجام تعهدي باشند.

ماده 405. قبل از رسيدن اجل دين ضامن ملزم به تأديه نيست ولو اين كه به واسطه ورشكستگي يا فوت مديون اصلي دين موجل او حال شده باشد.

ماده 406. ضمان حال از قاعده فوق مستثني است.

ماده 407. اگر حق مطالبه دين اصلي مشروط به اخطار قبلي است اين اخطار نسبت به ضامن نيز بايد به عمل آيد.

ماده 408. همين كه دين اصلي به نحوي از انحاء ساقط شد ضامن نيز بري مي‌شود.

ماده 409. همين كه دين حال شد ضامن مي‌تواند مضنون‌له را به دريافت طلب يا انصراف از ضمان ملزم كند ولو ضمان موجل باشد.

ماده 410. استنكاف مضنون‌له از دريافت طلب يا امتناع از تسليم وثيقه اگر دين با وثيقه بوده ضامن را فوراً و به خودي خود بري خواهد ساخت.

ماده 411. پس از آنكه ضامن دين اصلي را پرداخت مضنون‌له بايد تمام اسناد و مداركي را كه براي رجوع ضامن به مضنون عنه لازم و مفيد است به او داده و اگر دين اصلي با وثيقه باشد آن را به ضامن تسليم نمايد، اگر دين اصلي وثيقه غيرمنقول داشته مضنون عنه مكلف به انجام تشريفاتي است كه براي انتقال وثيقه به ضامن لازم است.